پرش به محتوا

برگه:Shahriyarane Gomnam.pdf/۲۱۹

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

بوده است[۱].

۳- نصرة‌الدین ارسلان‌آبه خاصبک پسر آقسنقر

یکی از سرشناسان احمد یلیان بوده و چهل و اند سال فرمانروایی داشته است.

گویا «خاصبک» دومین لقب، و نام اصلی او «ارسلان‌آبه» بوده که به ترکی معنی «شیرشکار» و «شیرگیر» است. شگفت است که او را برادری به نام امیر شیرگیر بوده که یاد او نیز خواهیم کرد. خود دو برادر یک نام داشته‌اند یکی ترکیش را و یکی پارسیش را.

نخستین خبر از ارسلان‌آبه بودن اوست در بغداد در سال ۵۳۰ در این سال خلیفة الراشد باللّه بسیج جنگ با سلطان مسعود می‌دید و امیران بسیار از هرسوی در بغداد گرد آمده بودند. از جمله ابن اثیر این ارسلان‌آبه را به نام (ابن الاحمد یلی) یاد می‌کند. ولی ازین پس خبری ازو نیست جز اینکه عماد کاتب در داستان لشکر گرد آوردن امیر جاولی خداوند آذربایگان به یاری سلطان مسعود که از حادثه‌های سال ۵۴۰ می‌باشد نام برادر او امیر شیر (شیرگیر)[۲] را برده می‌گوید وی نیز سپاهی به جاولی سپرد. گویا ارسلان‌آبه که آغاز کار و جوانیش بود تا سالهایی آن توانایی و شکوه را نداشته و در حادثه‌هایی که در کار رخ دادن بودند چندان دخالت نمی‌کرده و از اینجاست که در این سالها نامی ازو برده نمی‌شود.

ولی در سال ۵۴۸ که عماد کاتب نام او را می‌برد پیداست که این هنگام بس باشکوه و نامدار بوده و با اتابک ایلدگز معروف که این هنگام در آذربایگان آغاز کارش بود دوستی و همدستی داشته است. در این سال خاصبک پسر بلنکری که بزرگترین امیر و سررشته‌دار کارها بود ملکشاه پسر محمود را از تخت پادشاهی پایین آورده و برادرش سلطان محمد را از خوزستان برای پادشاهی خوانده بود و سلطان محمد پس از نشستن بر تخت پیش از هرکار به تباهی خاصبک کوشیده او را کشته بود. عماد می‌نویسد جلال الدین درگزینی وزیر سلطان بدو گفت که سر خاصبک را


  1. برای این مطلبها، تاریخ ابن اثیر، سالهای ۵۱۶-۵۲۳-۵۲۵-۵۲۷ و تاریخ عماد کاتب، چاپ مصر، صفحه‌های ۱۴۶-۱۵۱ و ۱۵۵ و ۱۶۰ و ۱۶۳ دیده شود.
  2. گویا اصل نام او شیرگیر بوده ولی گاهی «شیر» نیز می‌خوانده‌اند.