پرش به محتوا

برگه:Shahriyarane Gomnam.pdf/۲۱۸

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

آقسنقر بود می‌گوید:

  از بیشگین که پهلو گیتی آگهم کز حمله‌ای دو کشور در یکدیگر شکست  

دربارۀ آقسنقر می‌گوید:

آوازه‌ای رسید پیاپی بر آسمان بازار آقسنقر آشوب خر شکست آقسنقر و داود پس از شکست به آذربایگان برنگشته به بغداد گریختند. از آن وی چون سلطان طغرل آهنگ تاختن به آذربایگان داشت مسعود نیز در گنجه نایستاده به بغداد شتافت. آقسنقر و داود در بغداد مسعود را به بزرگی شناخته بدو پیوستند و چون خلیفه المستر شد باللّه نیز دشمن طغرل بود مسعود را به سلطانی و داود را به ولیعهدی او بشناخت و خطبه به نام ایشان کردند و قرار بدان دادند که مسعود و داود به جنگ طغرل برخیزند خلیفه نیز سپاهی بدیشان بسپارد. در سال ۵۲۷ مسعود و داود آهنگ آذربایگان کردند، ولی خود سررشته کارها به دست آقسنقر بود و چون به مراغه رسیدند او مال و خواسته انبوه به خرج لشکرکشی بیرون آورد.

از کسان طغرل در آذربایگان قراسنقر و بیشگین و برخی دیگران بودند. قراسنقر[۱]به زنجان شتافته بیشگین و دیگران نیز به اردبیل پناهیدند. آقسنقر گرد اردبیل فرو گرفته زمانی دراز جنگ و محاصره برپا بود. سلطان طغرل، قراسنقر را به جنگ ایشان فرستاد و او در بیرون اردبیل جنگ با آقسنقر کرده شکست سختی یافته انبوهی از کسان او نابود شدند. سپس آقسنقر همراه مسعود آهنگ همدان کرده در آنجا نیز سلطان طغرل را شکسته بدان شهر و آن سامانها دست یافت و بدین‌سان بنیاد پادشاهی مسعود را گذاشت.

ولی در همان روزها که شکوه و توانایی آقسنقر بی‌اندازه شده بود در بیرون همدان در چادر خود همچون پدرش احمدیل به دست چند تن از باطنیان کشته گردید. ابن اثیر می‌نویسد: «گفتند آن کسان را مسعود برانگیخت که او را بکشند.»

بهاءالدین ابو طالب عموی عماد کاتب مورخ معروف سلجوقیان وزیر آقسنقر



    زبان آذری باء به میم عوض می‌شد چنانکه (بیشه) می‌گفته‌اند بیشگین نیز «مشگین» شده.

  1. سنقر به ترکی نام یکی از مرغان شکاری است چنان‌که طغرل و چغری و ترمتای نیز هرکدام نام جنسی از آن مرغان می‌باشد. سنقر برخی سفید و برخی سیاه می‌باشد و از اینجاست که دو نام از او (آقسنقر) برداشته‌اند.