خوردن و آشامیدن خودداری کرد[۱]. شراب اگر بهاندازه خورند، تن را بسی سود دهد زیرا که حرارت تن را بیفزاید و گوارش را آسان کند، فکر و حافظه را تیز و حواس و زبان را روان، و زندگانی را مطبوع نماید[۲]. آنکس، که بدخصلت است، چون شراب نوشد، تندخو و شریر و ستیزهکار شود، و به آزار زن و فرزندان و غلامان و ملازمان برخیزد[۳]. افراط در شراب موجب سستی تن و جان است[۴].
اندرز آذربذ حاوی نصایح عملی است مثل: هرگز نباید راز خود را بزبان گفت و با احمقان بحث کرد، و نباید چیزهای شنیده را چنان بازگوییم، که پنداری دیدهایم. و در موقع نامناسب نباید خندید. خواسته خویش را در برابر مردمان حسود نباید عرض کرد پیش از گفتار باید اندیشید زیرا که سخن نیندیشیده گفتن، چون آتش است، که ویران کند. نباید دشمن را چون دوست جدید پنداشت، زیرا که دشمن مار است، اگر صدسال بگذرد دشمنی از یاد نبرد، ولی باید دوست قدیم را دوست جدید نمود چه دوست کهن چون شراب است، هر قدر سال بر او بگذرد، لطیفتر و گواراتر گردد.
غم و شادی جهان شایسته اعتنا نیست. جهان را چون کاروانسرایی باید دانست، که مردمان را بدان راه گذر افتد[۵]. اینها عباراتی است، که رباعیات عمر خیام
- ↑ دینکرد، کتاب هشتم، فصل ۴۳، فقره ۳۷(سکاذم نسک)، و کتاب ۹، فصل ۹، فقره ۲(سوذگرنسک). مقایسه شود با بالاتر ص ۴۳۵.
- ↑ مینوخرد،۱۶/۳۸-۳۶.
- ↑ مینوخرد،۱۶/۳۵-۳۰.
- ↑ مینوخرد،۱۶/۶۳-۴۹. مقایسه شود با آذربذ،۱۱۱، اوشنر ۳۳، دینکرد، کتاب نهم، فصل هفتم. فقره ۱۱-۷(سوذگرنسک).
- ↑ بزرگمهر، پشوتن ۱۶۹. فقره ۱۶۹-۱۶۰ چاپ پشوتن سنجانا، متعلق به پندنامه بزرگمهر نیست ولی در حقیقت یکی از هفت اندرزیست، که وست ذکر کرده است رک وست، فقه اللغه؛ همچنین رک فریمان، پندنامه زردشت، ص ۶.