یا آییننامگ اخذ و اقتباس نموده است.[۱]جاحظ نخست بذکر طبقات سهگانه درباریان میپردازد، که گویند از تأسیسات اردشیر اول است، طبقه اول اسواران[۲]و شاهزادگان بودند، که به فاصله ده ذراع از پردهای قرار میگرفتند، که حد فاصل میان شاه و حاضران بود، در فاصله ده ذراع از آن طبقه ندماء و محارم پادشاه و استادان موسیقی و اغانی میایستادند، طبقه سوم، که اصحاب طرب و مقلدان و بازیگران بودند، در فاصله دوم قرار میگرفتند. حتی در این طبقه هم اشخاص پستنژاد راه نمیدادند، اگرچه اولاد بافندگان ماهر و جراحان زبردست باشد، و مردمان ناقصالخلقه و مریض را هم در زمره حاضران نمیپذیرفتند[۳]. جاحظ گوید[۴]اردشیر استادان موسیقی و اغانی را در برابر طبقه اول، که اساوره (اسواران) و شاهزادگان هستند، قرار میداد و موسیقینوازان دیگر را در ردیف دسته دوم از ندیمان درباری جای میفرمود و در قبال طبقه سوم نوازندگان نای و سنج و سایر آلات (ذات الاوتار) را قرار میداد. موسیقینوازان هر درجهای با خوانندگان هم درجۀ خود مینواختند، و اگر گاهی شاه در حالت مستی به یکی از نایزنان فرمان میداد، که با خوانندۀ
- ↑ «کتاب الاغانی»، که در ص ۲۲، سطر ۱۳ چاپ قاهره ذکر شده، به عقیده من غلط است و صحیح آن «کتاب الابین- آییننامگ» میباشد.
- ↑ مصنف (ص ۲۵) صحبت از «اساوره که از تخمه شاهی بودند» میکند؛ مقایسه شود بالاتر ص ۳۹۲.
- ↑ مسعودی (مروج، ج ۲، ص ۱۵۳) همین روایت را آورده، با این اختلاف، که محارم را در طبقه اول قرار داده و مرزبانان و شاهان خراجگزار را، که در دربار شاهنشاهی بودند، و اسپاهبذان را جزء طبقه دوم دانسته است، و البته این صحیح نیست. ثعالبی حکایت میکند، که شاه ولاش جمعی از مسخرگان را به خدمت خود آورده بود، تا بهوسیله مزاح آنان کارها را پیش ببرد و آنان پادشاه را بهوسیله شوخیهای خود خرم و شاد نمایند. ولی آنان را منع فرمود که در سه محل به او نزدیک نشوند، پرستشگاه، و بارعام و میدان جنگ.
- ↑ ص ۲۸-۲۵.