پادشاهان ساسانی را بلقب شماخ بغان[۱](شما وجود الهی) یا (مقام الوهیت شما)[۲]خطاب میکردند. پادشاه مردان پهلم[۳](یعنی اولین انسان) بود[۴]. در موقع خطاب نام او را بزبان نمیآوردند. در کتاب التاج جاحظ[۵]آمده است، که هرگز رعایا نام و لقب شاه را نبایستی بزبان بیاورند. نه در اشعار، و نه مذاکرات رسمی، و نه هنگام ستایش. همچنین ممنوع بود، که چون شاه عطسه میکرد، کسی دعای عافیت بخواند، یا چون شاه دعایی بخواند کسی «آمین» بگوید: «پادشاه پرهیزکار از جمله مختصات و وظائفش این بود، که برای رعایای متقی خود دعا کند، زیرا که دعای پادشاه مستجابترین دعاها است[۶]. بعلاوه امتیاز پادشاه از آحاد رعیت بطرق دیگر هم معین گشته بود، روزی، که پادشاه حجامت یا قصد فصد میکرد یا دوایی میخورد، منادی این خبر را به عامه میرسانید. در این روز درباریان و سکنۀ پایتخت از اقدام به نظایر آن عمل ممنوع بودند، زیرا که بزعم آنان در این صورت تأثیر آن دوا در مزاج شاه کاسته میشد[۷].
راجع بمراسم سخت و آداب دقیقی، که در دربار حکمفرما بود، اطلاعات جامعی از کتاب التاج جاحظ بدست توان آورد. ظاهراً مؤلف آنها را از گاهنامگ
- ↑ shmakh baghan
- ↑ مقایسه شود با هرتسفلد، پایکولی، لغت شماره ۸۸.
- ↑ mardanpahldm
- ↑ تاوادیا، «سورسخون»، بخش ص ۶۳.
- ↑ چاپ قاهره ص ۸۳.
- ↑ ایضاً ص ۹۰.
- ↑ چاپ قاهره، ص ۹۰-۷۹. بعد مصنف گوید، که خسرو اول، معمولا، روزهای شنبه حجامت میکرده و صبح شنبه منادی رعایا را خبر میکرده است، که در آنروز حجامت نکنند. این شرح عجیب بنظر میرسد و مستلزم آنست، که در زمان ساسانیان حساب هفته شماری نیز متداول بوده باشد (مقایسه شود با ص ۱۹۳، یادداشت ۱ این کتاب).