پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۳۱

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

پست‌تر از خود هم آهنگی کند-و این به ندرت اتفاق می‌افتاد-آن نای‌زن از امتثال امر پادشاه سرپیچی می‌کرد، و علت امتناع خود را اظهار می‌داشت. در این موقع اتفاق می‌افتاد، که پیشخدمتان آن نای‌زن را با بادبزن و مگس‌پرانها می‌زدند، ولی او به خود تسلی می‌داد که، «اگر این ضربات را بموجب ارادۀ پادشاه متحمل می‌شوم، چون از قید مستی رهایی یابد، از اینکه حقوق رتبۀ خود را حفظ کرده‌ام، خوشوقت و شاد خواهد شد». باری دو غلام هوشیار، که در مجلس پادشاه حضور داشتند، موظف بودند، که تمام آنچه پادشاه در هنگام مستی می‌فرمود، عینا یادداشت کنند، بدین طریق که یکی می‌گفت و دیگری حرف بحرف می‌نوشت. پس آنگاه بامدادان این شخص در مقابل پادشاه فرامینی را، که در حال مستی صادر کرده بود، می‌خواند، و آن‌وقت شاه نای‌زن مذکور را احضار می‌فرمود و او را خلعت می‌بخشید و بر او آفرین می‌خواند، چه از اطاعت یک امر غیر منصفانه امتناع کرده بود، و پادشاه از برای خود مجازاتی تعیین می‌کرد، که آن روز را جز نان جو و پنیر چیزی نخورد. جاحظ ضمنا گوید، که وهرام گور تغییراتی در تشکیلات اردشیر پدید آورد، که چندان حسن تأثیر نکرد. این پادشاه اگر مقام اشراف و شاهزادگان و هیربذان را کماکان ثابت نمود، «لیکن دو طبقۀ ندماء و خوانندگان را مساوی کرد و بازیگران را، اگرچه طبقه ادنی بودند، بطبقه اولی ارتقاء بخشید، و کسانی را که بر خلاف اراده او رفتار کرده بودند، تنزل داد، و بدین‌طریق سیرت اردشیر را فاسد کرد، خاصه در آنچه راجع است به مغنیان و بازیگران و اصحاب طرب»[۱]. این وضع جدید تا زمان خسرو اول دوام یافت، و این پادشاه ترتیب طبقات را به آنچه قبل از


  1. بیانات جاحظ خوب روشن نیست. بنا بر مسعودی (مروج، ج ۲، ص ۱۳۵)، که در اینجا نیز تابع همان منبع کتاب جاحظ است، وهرام در طبقه‌بندی رامشگران تغییراتی داد؛ آنان را که در طبقه متوسط بودند بطبقه اول برد و آنان را که در طبقه پسین جای داشتند، داخل طبقه متوسط کرد. هفت درجه «رجال دولت» (بالاتر، ص ۳۹۴) و سه طبقه درباریان دو دسته مختلف می‌باشد. مسعودی آنها جدا ذکر می‌کند.