پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۲۸

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

حکایت می‌کند، که چگونه یوانویه[۱]، که یکی از اشراف بزرگ بود، روزی نامه بحضور وهرام پنجم برد، و چنان از شکوه و جلال او خیره شد، که سجده کردن را فراموش نمود، لکن شاه علت حیرت او را دریافته، چشم پوشید[۲]. قاعدتا پشتیگبان سالار یا یکی دیگر از افسران ارشد، که نگاهبان درگاه بودند، بشاه خبر می‌دادند، که فلان تقاضای شرفیابی دارد. بعد از رخصت، آن مرد وارد می‌شد و دستار سفید و پاکی از آستین بیرون کشیده پیش دهان می‌گرفت. این دستمال را پذام (بلغت اوستایی پی‌تی‌دان[۳]) می‌گفتند و در مقابل اشیاء و عناصر مقدسه و غیره بدهان می‌گرفتند، تا نفس موجب پلیدی آن شیء یا عنصر (در این مورد فرشاهی) نشود. باری پس از این اقدام، آن شخص نزدیک می‌شد، و در برابر شاه به خاک می‌افتاد و در آن حالت می‌ماند، تا شاه او را اجازه برخاستن دهد، پس «با کمال احترام با دست سلام می‌داد»[۴]. چون شاه اجازه سخن گفتن عطا می‌کرد، آن شخص یک جمله معمولی ادا می‌نمود، که دعای سعادت پادشاه بود و معهودترین این کلامها «انوشگ بویذ»[۵]بود یعنی «جاویدان باشید» یا «اوکامک‌رسی» «بکام برسی[۶].


  1. Yuvanoe
  2. طبری، ص ۸۵۹، نلدکه، ص ۹۳-۹۲.
  3. paitidana
  4. ظاهر، همان‌طورکه ما در نقوش برجسته ساسانی می‌بینیم، درحالی‌که انگشت سبابه دست راست را به جلو دراز می‌کرد. این تشریفات نزد طبری در یک مورد بخصوص ذکر شده است (ص ۱۰۴۸، نلدکه، ص ۳۶۶ و ما بعد)، و آن هنگامیست، که فرستاده شیروی نزد خسرو پرویز مخلوع می‌رود، تا به او پیامی از شاهنشاه جدید برساند. چون خسرو دوم دربند شد. یکی از رؤسای گارد سمت خرم‌باش را بعهده گرفت. بنابراین با خسرو در زندان رفتاری شایسته شاهان کرده‌اند. نلدکه، همان‌جا، یادداشت ۳.
  5. Anoshagh bavedh
  6. کارنامگ، بخش ۹، پاره ۱۲ و بخش ۱۰، پاره ۷.