پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۲۴

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

تصاویر معرق (موزائیک)، که بامر خسرو اول ساخته شده بود آراسته. ظاهراً این صورتها را صنعتگران و استادان یونانی، که یوستی نیانوس قیصر روم بدرگاه خسرو فرستاده بود، می‌ساختند.[۱] از جمله این نقش‌ها تصاویری بود، که محاصره انطاکیه و محارباتی را، که در حوالی این شهر واقع شده بود، نشان می‌داد. تصویر خسرو را نیز، در حالی که از برابر سپاه ایران و بیزانس می‌گذشت، سوار بر اسب زرد رنگ، و ملبس به جامه سبز، رسم کرده بودند[۲]. تخت سلطنتی را در آخر تالار می‌نهادند و در پشت پرده آن را پنهان می‌کردند. صاحبان درجات عالیه و اعیان و بزرگان به فاصله‌های مقرر از پرده می‌ایستادند[۳]. بی‌شبهه حاجبی در آنجا نصب کرده بودند، که مقام بزرگان را از قرارگاه جماعت جدا کند. ناگاه پرده به کنار می‌رفت و شاهنشاه بر روی تخت ظاهر می‌شد، که بر بالشی زربفت تکیه داده و جامه زرتار پوشیده بود. تاج که مرصع بزر و سیم و مروارید و یاقوت و زمرد بود، به‌وسیله زنجیری از طلا بسقف آویخته بود. این زنجیر چنان نازک بود، که از دور دیده نمی‌شد. چون از مسافتی شخص نگاه می‌کرد، می‌پنداشت که واقعا تاج بر سر شاه قرار دارد، در صورتی که این کلاه چنان سنگین بود، که هیچ سری تاب نگاه داشتن آن را نداشت؛ وزن آن را ۵/۹۱ کیلو تخمین زده‌اند. در سقف تالار ۱۵۰ روزنه بقطر دوازده تا پانزده سانتی‌متر تعبیه کرده بودند، که نوری لطیف از آنها بدرون می‌تافت و در این روشنایی اسرارآمیز منظره آن همه شکوه و جلال و تجمل، اشخاصی را، که برای دفعه اول به اینجا قدم نهاده بودند، چنان مبهوت می‌کرد، که


  1. نئوفیلاکتوس، کتاب ۵. بند ۶، فقره ۱۰.
  2. زاره-هرتسفلد، سفر باستان‌شناسی، ج ۲، ص ۷۰.
  3. رک ببعد.