بیاختیار به زانو درمیآمدند. چون پادشاه پس از بار از تخت برمیخاست میرفت، تاج همچنان آویخته میماند و آن را با جامه زربفت مستور میکردند، که از غبار محفوظ بماند. بلعمی گوید، که این رسم را خسرو اول معمول کرد، و در زمان او و اخلافش برقرار ماند.[۱] حلقه که زنجیر تاج را بسقف میبست، تا سال ۱۸۱۲ برجای بود،[۲] و در آنوقت آن را برداشتند.
جمال و جلال شاهنشاه شکوه و عظمتی عالی داشت. ژان کریز وستوم[۳]در وصف یکی از پادشاهان ایران در قرن چهارم میلادی از روی بیاحترامی گوید: «ریشی زرنگار دارد و خود را شبیه موجودی عجیب ساخته است»[۴]. تئوفیلاکتوس وصف هرمزد چهارم جانشین انوشیروان را، که با جامههای گرانبها بر تخت نشست، چنین آورده است: تاج زرین مرصع بجواهر بر سر داشت، پرتو زبرجدهای آن، که از مروارید غلطان محصور بود، چشم را خیره میکرد، و گوهرهایی، که بر موی او قرار داشت، نور مواج خود را با شعاع حیرتبخش زمردها چنان آمیخته بود، که چشم بیننده از فرط حیرت و شگفتی تقریبا از دیدار عاجز میماند. شاهنشاه شلواری زربفت پوشیده بود، که آن را با دست گلابتوندوزی کرده بودند و بهایی گزاف داشت، بطور کلی جامه او، تا حدی که شکوه سلطنت و میل خودنمایی اقتضا میکرد، دارای بهاء و جلال بود»[۵]. این وصفی، که از جلوس هرمزد کردهاند، ممکن است بزمان خسرو اول نیز راجع شود. حمزه از روی کتابی که مشتمل بر تصاویر شاهنشاهان ساسانی بوده[۶]، انوشیروان را چنین وصف کرده است[۷]: «قبائی سفید زربفت (یا منقوش) بالوان گوناگون در بر، و شلواری آسمانی رنگ در