یزدگرد اول همه اخترشناسان دربار را مأمور یافتن طالع فرزند جدید الولادة خود کرد[۱]. خسرو دوم برای ساختن سدی بر شط دجله همه غیبگویان و جادوگران و ستارهشناسان را، که ۳۶۰ تن بودند گرد آورد و با آنان مشورت کرد، که چه ساعتی را معین میکنند، و چون عاقبت کار او به نتیجه مطلوب نرسید، بسیاری از آنان را هلاک کرد[۲]. ما طبعا میخواهیم، که از روابط اخترشناسان و جادوگران با طبقه روحانیون اطلاعاتی بدست بیاوریم. چنانکه آگاثیاس هم این نکته را تأیید کرده،[۳] بلا شبهه خود روحانیون هم وارد فن پیشگوئی بوده و جانشین کهنه بابل شده بودند. دیگر از طبقات متنفذ، پزشگان درباری را باید شمرد، که درستبذ[۴]میگفتند[۵]. در زمان خسروان این طایفه اکثر از مسیحیان بودند.[۶] شعرای درباری را نیز از طبقات ممتازه باید بحساب آورد. اما خواجگان، که دارای نفوذ هم بودهاند، گویا هیچوقت جزء طبقات نجبا بشمار نمیآمدند. رئیس آنها را ظاهراً مردبذ میگفتهاند[۷].
محل بارعام تالارهای طاق کسری بود. در روز معین جماعت کثیری بدر بارگاه (اپدان)[۸]رو مینهادند و در اندک مدتی تالار بزرگ پر میشد. اینجا را با قالی فرش میکردند و دیوارها را با قالی میپوشاندند، و هرجا که قالی بر دیوار نبود به