سابق از القاب وزیر بزرگ بشمار نمیآمده، بلکه آن را بهمان معنی اصلی خود بکار میبردهاند، که ریاست هزار نفر و ریاست مستحفظین سلطنتی باشد. یکی از رجال عالیمقام عهد شاپور اول دارای لقب شپشیرآز[۱](دارنده تیغ آخته) بوده است[۲].
در ازمنه اخیر عهد ساسانی دسته قراولان از نجبا تشکیل میشد[۳]. چون پادشاه بر اسب مینشست، مستحفظین در دو صف قرار میگرفتند، هر فردی زرهی و خودی و سپری و شمشیری داشت و نیزۀ بدست گرفته بود، چون شاه از مقابل او میگذشت، سپر خویش را پیش میبرد و بجانب حاشیه زین شهریار دراز میکرد و سر را چندان فرومیآورد، که پیشانی او به سپر میرسید[۴].
چند طبقه دیگر بودند، که بسبب نفوذی، که در مزاج شاه داشتند، در دربار کسب اهمیت کرده بودند. از آن جمله ستارهشماران (اخترماران) را باید شمرد، که رئیس آنان اخترماران سردار لقب داشت و در ردیف دبیران[۵]و غیبگویان قرار میگرفت. این چند طبقه را ساسانیان بتقلید اشکانیان پرورش میدادند و با آنان مشورت مینمودند.
مورخان رومی گویند: «شاهپور دوم بهوسیله غیبگویان با همه ارواح خبیثه و قوای جهنمی سروکار داشت و راجع بآتیه از آنها سؤالاتی میکرد»[۶].