پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۰۳

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

خواهان دوستی خاقان ترک (سینجیبو) بود و قرار برین شد، که خسرو دختر او را بزنی بگیرد و خاقان دختر خسرو را[۱]، اما خسرو یکی از کنیزان را بجای دختر خویش از برای خاقان فرستاد[۲]. دو پادشاه ملاقات کردند و بمناسبت دوستی خود ضیافتی برپا نمودند، اما خسرو بعضی از مردان خود را دستور داد، که شب‌هنگام به خیمه‌های ترکان آتش درافکنند و چون خاقان شکایت کرد، خسرو اظهار بی‌اطلاعی نمود. این کار را شب دیگر تکرار کردند و نتیجه همان شد. در شب سوم خسرو به خیمۀ خود آتش درافکند و بخاقان شکایت برد، چنانکه گویی او را مسبب این می‌دانست و چون خاقان قسم یاد کرد، که از این واقعه باخبر نیست، خسرو طریقی به او پیشنهاد نمود، تا از این گونه حوادث جلوگیری شود، ازاین‌قرار که خاقان به خسرو اجازه دهد تا دیواری بین این دو مملکت برآورد. خاقان رضا داد و به‌کشور خود بازگشت، پس بامر خسرو دیواری بسیار استوار بنا کردند. چون خاقان ترک دریافت، که خسرو او را فریب داده و زوجه‌اش کنیزی بیش نیست، دیگر قادر به کشیدن انتقام نبود[۳].

حکایت دیگری در کتاب التاج جاحظ[۴]و کتاب المحاسن و المناوی منسوب بجاحظ[۵]نقل شده است ازاین‌قرار: خسرو ظن برد، که یک نفر از ندیمان او با یکی از اهل حرمش رابطۀ غیر مشروع دارد، لکن دلائلی برای اثبات آن نداشت.


  1. اینکه خسرو دختر یکی از شاهزادگان ترک را بزنی اختیار کرده باشد، مطابق تاریخ است. این زن دختر ایستمی خاگان Istami Khagan برادر کوچک سنجبو می‌باشد و او مادر هرمزد چهارم است (رک شدر، ایرانیکا، ص ۴۱).
  2. این از قصص سیار است و نظایر بسیار دارد، بالاتر ص ۳۱۶، یادداشت ۱ را ببینید، در تاریخ پیروز.
  3. همین روایت نزد این خرداذ به نیز دیده می‌شود (جغرافیون، ج ۶، ص ۲۵۹ و بعد، ترجمه، ص ۲۰۰ و بعد) ؛ ولی در آنجا شاه خرزان جای خاقان ترک را گرفته است.
  4. ص ۶۲ و ما بعد.
  5. چاپ فان فلوتن؛ ص ۲۷۷ و بعد، ترجمه رشر، ج ۲، ص ۸۸ و ما بعد.