پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۵۰۲

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

کینه و خصومت نسبت باین دشمن خطیر دولت بیزانس دیده می‌شود. پروکوپیوس خسرو را پادشاهی بی‌آرام و فتنه‌انگیز معرفی کرده است، که عاشق ابتکار و بدعت بود و همواره در پیرامون خویش تولید هیجان می‌کرد و بزرگان مملکت را جان بلب می‌آورد[۱]، این عبارات، که از قلم آن مورخ بدخواه صادر شده، حاکی از اصلاح‌طلبی خسرو است و بعلاوه پروکوپیوس او را حیله‌گر و مزور شمرده، گوید: خسرو از میان مردم در این صنعت سرآمد بود، زیرا که آنچه وجود نداشت، می‌گفت و آنچه وجود داشت، کتمان می‌کرد و مسئولیت ظلمهای خود را بعهدۀ مظلومان می‌گذاشت. همیشه مهیای نقض سوگند و پلید کردن روح خویش با ارتکاب اعمال زشت حرص‌آمیز بود. اظهار زهد و تقدس می‌کرد و زشتی اعمال خود را به قوۀ زبان‌آوری از میان می‌برد[۲]. پروکوپیوس برای اینکه نمونه‌ای از این پستی اخلاق کسری بدست داده باشد، حادثه‌ای ذکر می‌کند، که در فتح شهر سوره[۳]بدست ایرانیان، اتفاق افتاد. و اگر مورخ بی‌طرف بود، این حادثه را بطریقی دیگر تعبیر می‌کرد و آن ازاین‌قرار است، که هنگام گشودن این شهر خسرو مردی دید، که زنی زیبا را بر روی خاک می‌کشید، در حالی که طفل او به زمین افتاده بود. شاه نالۀ از دل برآورد، که به عقیده مورخ مزبور از روی صدق و صفا نبود، آنگاه صورت اشک‌آلود خود را بعموم و من‌جمله آناستاسیوس سفیر روم نشان داد و از خدا خواست، که مسبب تمام این فجایع را کیفر دهد. و مورخ گوید که خسرو در کمال خوبی می‌دانست، که نفرین متوجه خود او است نه امپراطور یوستی نیانوس، زیرا که گناه خسرو از قیصر عظیم‌تر بود.

از آن گذشته در روایات مورخین شرقی نیز به بعضی نکات مزورانه (ماکیاولیست) برمی‌خوریم، که بانوشروان نسبت داده‌اند. بلاذری گوید[۴]خسرو


  1. جنگ ایران،۱/۲۳.
  2. پروکوپیوس،۲/۹/۸.
  3. Sura
  4. چاپ دخویه، ص ۱۹۵ و بعد، ترجمه رشر، ص ۲۱۶ و بعد.