باشد، نه پروکوپیوس، که ستایشگر کواذ است، نه آگاثیاس، که او را دوست ندارد، و نه استیلیتس کاذب، که دشمن اوست، هیچیک اشاره بتزویر و غداری او نکردهاند. از این گذشته در منابع موجوده بسی نکات هست، که حاکی از ایمان راسخ و خلوص اعتقاد کواذ به مزدکیه است. حمزه اصفهانی گوید «چون کواذ متوجه حیات عقبی بود، دولتش ویران شد». بنا بر گفته طبری کواذ پیش از آنکه فریفتۀ مزدک شود، یکی از بهترین شهریاران بود. از روی روایتی، که فردوسی و ثعالبی راجع به مذاکره کواذ و مزدک نقل کردهاند، با اینکه افسانهآمیز است، معلوم میشود اصلاحاتی، که این پادشاه به اشاره مزدک برای رفع قحط و غلا کرد، همه برای صلاح رعیت و از روی محبت و غمخواری نسبت به رعایای ناتوان بوده است و نیز اصلاحی که کواذ راجع بخراج در نظر گرفت و عاقبت جانشین او موفق به اجرای آن شد، همچنین مبتنی بر عدل و احسان و رحم و شفقت بوده است. در اخبار عرب قدیم، که البته از مخالفین کواذ است، آمده است، که این پادشاه چون از زندیقان بود[۱]، همواره اظهار ملایمت میکرد و از ریختن خون بیم داشت و ازاینرو نسبت به دشمنان خود رأفت بسیار به خرج میداد». معذلک نباید این اجتناب از خونریزی را امری قطعی و دائمی دانست. پادشاهی که قسمت بیشتر ایام سلطنت خود را در جنگ گذرانیده و برای درهم شکستن کبر و غرور و نافرمانی طبقه اشراف، کوششها نموده، مسلما چندان در این نکته حساس نبوده است. کواذ در در جنگهایی، که با روم کرد، تابع این نصیحت مجرب بود، که گفتهاند حمله بهترین دفاع است (تو پیروزی ار پیشدستی کنی). اما نباید حق را کتمان کرد، که در میان حوادث صعب آن دوره و شدت عمل غیر قابل اجتناب مرسوم آن ایام، کواذ آثار نیکویی از انسانیت و عدل خویش به یادگار گذاشته است. در کتاب منسوب به استیلیتس شرح دهشتناکی از قتل مردم شهر آمیدا، که بدست کواذ مفتوح گردید، نوشته شده
- ↑ راجع به کلمه زندیق رک شدر Iranische Beitrage، ج ۱، نوشتههای مجمع علمای گونبگسبرگ ۱۹۳۰، ص ۲۷۴ و ما بعد.