را منسوخ کرده باشد و از این گذشته چنین تصمیمی در عمل غیر قابل اجرا میباشد. شاید او با وضع قوانین جدید یک نوع ازدواج آزادتری برقرار کرده باشد. چنین عملی کاملا ساده و عبارت از توسعه و تأویل بعضی فصول فقه ساسانی در باب مناکحات و رفع بعض قیودات آن میباشد و چنانکه دیدیم طبق مقررات آن عصر مرد میتوانست زن یا یکی از زنان و حتی زن ممتاز خود را بمرد دیگری، که بدون تقصیر محتاج شده باشد، بسپارد تا این مرد از خدمات زن استفاده ببرد.
از طرف دیگر این نکته بسیار شایان توجه است، که در هیچیک از منابع عصر کواذ ذکری از قوانین او در باب اشتراک اموال به میان نیامده است. فقط در خوذاینامگ از چنین اقداماتی سخن رفته است و ممکن است تا اندازهای حقیقت داشته باشد، ولی این بدعتها اینقدر مهم نبوده، که نظر ناظرین بیزانسی و سریانی را جلب کند شاید هم این اقدامات عبارت بوده است از وضع مالیاتهای فوقالعاده بر اغنیا و توانگران برای بهبود وضع فقرا و تهیدستان و یا اعمالی نظیر این.
شخص از خود میپرسد، که چگونه پادشاه ایران پیرو این فرقه اباحی (کمونیست) شده است؟ بعضی گفتهاند، که کواذ از روی اعتقاد تام پیروی مزدک را اختیار کرد و برخی گفتهاند، که گرویدن کواذ باین آیین از راه ترس بوده و از روی تزویر این کیش گرفته است.
نلدکه[۱]مخصوصا توجه را باین نکته جلب کرده است، که کواذ پادشاهی نیرومند و با اراده بوده و دو بار در مشکلترین احوال تاج و تخت از دست رفته خود را دوباره بدست آورده است و سلطنت را نگاهداشته و بارها کشور روم را از ضرب شمشیر خود به لرزه افکنده است و نلدکه از این مقدمه چنین نتیجه میگیرد، که گرویدن او بمذهب مزدکیان فقط برای درهم شکستن قدرت اشراف بوده است. با وجود این از روی هیچیک از منابع هم عصر یا تقریبا هم عصر کواذ نمیتوان استنباط کرد، که این پادشاه مردی مزور و دورو و دارای خصلت ماکیاولی بوده
- ↑ طبری ص ۱۴۳-۱۴۲، یادداشت ۳ و ص ۴۶۱.