پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۴۲۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

گشن یزداذ (قدیس مهابها) را طلب کرد، تا مراسم قربانی و غذای مقدس را، که حسب المعمول بایستی رئیس خانواده در ملک خانواده انجام دهد، بجای آورد، اگرچه آن رئیس صغیر و نابالغ باشد، چنانکه در این مورد بود. اما این گشن یزداذ دین عیسی گرفته بود، چون عمش که قیم او بود، از این نکته استحضار یافت، خود را قانونا مالک اموال خانواده شناخت. بنابراین می‌توان قیاس کرد، که در بعضی از ادوار عهد ساسانی برگشتن از دین رسمی مملکت، موجب حرمان از ارث می‌شده و مرتد از حق مالکیت بی‌نصیب و املاک او به نزدیکترین خویشاوندانش می‌رسیده است. در مورد فوق چنین اتفاق افتاد، که عم گشن یزداذ پس از چند روز وفات یافت و گشن یزداذ اموال خویش را متصرف شده در میان فقرا تقسیم نمود.[۱] معلوم نیست، که نسبت به صحت این عمل اعتراضی شده باشد.

همچنین در میان طبقات عامه تفاوت‌های بارزی بود. هریک از افراد مقامی ثابت داشت و کسی نمی‌توانست بحرفه مشغول شود، مگر آنچه از جانب خدا برای آن آفریده شده بود[۲].

در کتاب مینوگ‌ی خرذ[۳]، که مؤلفش معلوم نیست، آمده است، که پیشه‌وران باید «در کارهایی که نمی‌دانند وارد نشوند. آنچه مربوط به پیشه آنها است، به خوبی انجام دهند و مزد آن را به نرخ عادله بگیرند، چه هرکس به کاری مشغول شود، که از آن آگاه نیست، آن کار را ضایع و بی‌فایده کرده است.»

ابو الفداء گوید[۴]پادشاهان ایران هیچ کاری را از کارهای دیوانی به مردم پست‌نژاد نمی‌سپردند. فردوسی حکایتی نقل کرده است، که حاکی از همین ممنوعیت عوام الناس است، در زمانی که انوشیروان لشکر بروم می‌کشید.


  1. هوفمان، ص ۶۸ ببعد.
  2. نامه تنسر، دارمستتر، ص ۲۱۵ و ۵۲۰، مینوی، ص ۱۴.
  3. فصل ۳۲.
  4. تاریخ پیش از اسلام چاپ فیشر
    Hist, an teislamicamica ed, de Fleischer ص ۱۵۰.