سیاستها بر ایشان میراندند و این عادت از آن عهد ملوک پارس را معهود شده است».
قوانین مملکت حافظ پاکی خون خاندانها و حفظ اموال غیر منقول آنان بود. راجع به خاندان سلطنتی در فارسنامه[۱]عبارتی است، که ظاهراً مأخوذ از آییننامگ عهد ساسانیان است: «عادت ملوک فرس و اکاسره آن بودی کی از همه ملوک اطراف چون صین و روم و ترک و هند دختران ستدندی و پیوند ساختندی و هرگز هیچ دختر را بدیشان نداندی دختران را جز با کسانی که از اهل بیت ایشان بودند مواصلت نکردندی»[۲].
نام خانوادههای بزرگ را در دفاتر و دواوین ثبت میکردند[۳]. دولت حفظ آن را عهدهدار بود و عامه را از خریدن اموال اشراف منع میکرد. با وجود این قهرا بعضی خانوادههای نجیب بمرور زمان منقرض میشدند. در نامه تنسر[۴]آمده است، که: «فساد بیوتات و درجات دو نوع است، یکی آنکه خانه را هدم کنند و درجه بغیر وضع روا دارند، یا آنکه روزگار خود بیسعی دیگری عزوبها و جلالت قدر ایشان بازگیرد و اعقاب ناخلف در میان افتند اخلاق اجلاف را شعار خود سازند و شیوه تکرم فروگذارند و وقار ایشان پیش عامه برود چون مهنه بکسب و مال مشغول شوند و از ادخار فضل بازایستند و مصاهره با فرومایه و نه کفو خویش کنند از آن توالد و تناسل فرومایگان پدید آیند، که بتهجین مراتب ادا کنند».
در نامه اعمال شهیدان اشارات متفرقی راجع باحوال نجبا مذکور است: بعد از مرگ شهرین، که از دودمان مهران بود، برادرش کس فرستاد و پسر شهرین