بلاشک اگر تصور کنیم، که آنچه در باب مجازاتهای سخت دولت ساسانی در اعمال شهدای عیسوی مذکور است، از مجازاتهای یومیه عدالتخانه ایران بوده نسبت به ایرانیان ظلم روا داشتهایم. صرف نظر از مبالغهگوییهایی، که میتوان در این گونه روایات حدس زد، باید دانست، که این مجازاتها مخصوص سیاستهای مذهبی بوده و بنابراین آن بیرحمیها نتیجۀ اختلاط تعصب و غیرت دینی با مفاسد شهوانی است، که در اعمال محاکم مذهبی اروپا نیز در چند قرن پیش مکرر مشاهده شده است.
از این گذشته، مجازاتها همه را به سختی اجراء نمیکردند. اینک چند روایت از سیاستی را، که در زمان وهرام پنجم نسبت به عیسویان بعمل آمد، ذیلا نقل میکنیم. مهر شاهپور رئیس مغان «دشمن بزرگ عیسویان» بود، شانزده نفر عیسوی را، که از انکار دیانت خود امتناع کرده بودند، برهنه کرد و امر داد، که هر شب آنها را به کوهستان ببرند و دستوپابسته در آنجا بگذارند و نان و آب بمقدار قوت لایموت به آنها بدهند. پس از اینکه این شکنجه یک هفته بعمل آمد، مهرشاهپور از مستحفظ احوال آنان را پرسید. جواب داد که به مرگ نزدیکند. مهرشاهپور گفت. برو به آنها بگو: پادشاه میفرماید، که فرمان مرا گردن نهید و خورشید را ستایش نمایید وگرنه بپای شما طناب میبندم و شما را در تمام کوهستان میکشانم تا گوشت تن از استخوان جدا شود و بدنتان در میان سنگها بیفتد و جز رگ و پی چیزی بر طناب نماند». نگاهبان امر را ابلاغ کرد. بسیاری از محبوسین چون از هوش رفته بودند، بانگ او را نشنیدند. دیگران از شدت درد قبول کردند. آنگاه مهر شاهپور بدون اینکه بستایش آفتاب یا آتش مجبورشان کند، آنها را به سلوکیه گسیل نمود و در آنجا عیسویان همینکه جراحاتشان التیام یافت، روزه گرفتند و استغفار کردند و از ضعف نفسی، که در کار دیانت ظاهر کرده بودند، نادم شدند بعد مهرنرسی پانزده تن از آنها را، با اینکه نخواستند در ارتداد و انکار دین مسیح باقی باشند، آزاد نمود و بمساکن خود فرستاد. تنها ژاک ملقب بشهید بفرمان شاه