براه افتاده به انطاکیه مراجعت کردند [۱]. *** از میان پادشاهان ساسانی عهد اول؛ شاهپور دوم تنها کسی است، که منابع موجوده اجازه تحقیق در خصائص شخصی او میدهد. آمیانوس با اینکه طبیعتا از این دشمن خطرناک دولت روم متنفر بوده، در روایت خود نتوانسته است از ذکر جلال و شکوه و دلیری شخص شاهپور خودداری کند. شاهنشاه قدی رسا داشته و از ملتزمین خود یک سر و گردن بلندتر بوده است. هم در محاصره بزبده [۲](بیت زبدی) [۳]هم در محاصره امیدا با کمال دلیری به خندق نزدیک شد و بدون اینکه از گلولۀ منجنیق و از باران تیر حذر کند، حوالی قلعه را بدقت ملاحظه کرد [۴]. آنچه شاهپور را وادار به تعقیب و آزار عیسویان ایران نمود ملاحظات سیاسی بود نه تعصب دینی. کتاب سریانی، که مخصوص شرح حال سنت اوژن است، حکایت میکند، که شاهپور میل بدیدن این عابد مسیحی کرد و به او احترام گذارد و اوژن یکی از دو پسر شاه را که مصروع بود علاج کرد. هر چند کتاب شرح حال اوژن چندان معتبر نیست، اما کتب ترجمه حال قدیسین سریانی شامل نکات دیگری هم هست [۵]، که ظاهراً بعضی از روایات باستانی را نقل کرده و نشان میدهند، که شاهپور احساسات خصومتآمیزی نسبت به عیسویان نداشته است. معذلک عداوت نهانی که عیسویان ایران نسبت باین کشور داشتند، خطری دائمی محسوب میشد، خاصه پس از آنکه قیصران روم صلیب برداشته و آن را علامت خود ساختند. پس آنگاه شاهپور بر ضد دشمن خانگی بدون هیچ اغماض اقدام کرد و زجر عیسویان تا آخر سلطنت طولانی او دوام یافت [۶].
برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۳۴۵
ظاهر