آذرگشنسپ یا آتش سلطنتی، در گنجک (شیز) واقع در آذربایجان بود. جکسن گوید این آتشکده در جایی برپابود، که اکنون خرابههای تخت سلیمان معروف هست و فاصله آن از ارومیه (رضائیه) و همدان یکی است[۱]. پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت این معبد میشتافتند و زر و مال و ملک و غلام در آنجا نذر میکردند. وهرام پنجم سنگهای قیمتی تاجی را، که از خاقان و زنش گرفته بود[۲]، باین آتشکده فرستاد. خسرو اول نیز نظیر این را عطا نمود. خسرو دوم نذر کرد، که اگر موفق بمغلوب نمودن وهرام چوبین بشود، زینتهای زر و هدیههای سیم به آتشکده آذرگشنسپ بفرستد و بوعده خویش وفا کرد. در قرن دهم میلادی، مسعودی[۳] به عبارت ذیل ویرانههای آن معبد را وصف میکند: «امروز در آن شهر (شیز) آثار عجیبی از ابنیه و نقوش گوناگون هست، که کرات سماوی و ماه و ستارگان و عوالم بر و بحر و اراضی مسکون و نباتات و حیوانات و سایر عجایب را نشان میدهد. شاهنشاهان آتشکدۀ در این شهر داشتند، که در عهد همه سلسلههای ایران مقدس و محترم بود. این آتشکده را آذرخوش[۴] میگفتند. آذر بزبان عجم «آتش» و خوش «نیکو» است. شاهنشاهان ایران هنگام رسیدن به پادشاهی با کمال احترام پیاده به زیارت این معبد میرفتند و نذرها میکردند و هدیه و خواسته بسیار بهآنجا میبردند)[۵]. خلاصه،
- ↑ ایران در گذشته و حال، ص ۱۴۳-۱۲۴ مجله شرقی امریکا،۱۹۲۱، ص ۸۲؛ مقایسه شود با اردمان، آتشکده، ص ۴۹.
- ↑ طبری،۸۶۵ و ۸۶۶، نلدکه، ص ۱۰۲٬۱۰۴. اردشیر اول سر دشمنانی را که در جنگ کشته بود، بمعبد اناهیتا واقع در استخر فرستاد، در سال ۳۴۰ هم سر عیسویان را، که محکوم باعدام شده بودند، در همین محل آویختند.
- ↑ التنبیه، ص ۹۵، ترجمه کارادوو، ص ۱۳۷.
- ↑ نام دیگر آذرگشنسپ.
- ↑ ابن خرداذ به نیز این مطلب را، که پادشاهان ساسانی پس از بتخت نشستن پیاده از تیسفون به زیارت آذرگشنسپ میرفتند، ذکر کرده است (جغرافیون، ج ۶، ص ۱۲۰، ترجمه، ص ۹۱).