این برگ همسنجی شدهاست.
است. ظاهراً آتش مقدس را بهوسیله یک منبع نفتی[۱] افروخته نگاه میداشتهاند بموجب روایت مسعودی[۲]، این معبد را آذرجوی میخواندهاند بمعنی، نهر آتش و مسلما این همان آتشکده است که در تاریخ بیرونی بنام آذرخورا[۳] مذکور است. از طرف دیگر هرتسفلد[۴]، از عبارت سابق الذکر بندهشن ایرانی، چنین استنباط کرده است، که آتش فرنبغ در ناحیه کنارنگان واقع بوده است و ناحیه کنارنگان را جلگه نیشابور میداند[۵]. به عقیده من، با ملاحظه عباراتی، که جکسن از نویسندگان عرب در تأیید رای خود ذکر کرده، بسیار معقول است، که مکان آذرفرنبغ را کاریان بدانیم. هنوز تا قرن دهم میلادی آتش سایر آتشکدهها را. از آتشکده کاریان میبردهاند[۶]، زیرا از عهد باستان عادت بر این جاری بود، که آتش معابد کماهمیت را بهوسیله آتش سه آتشکده بزرگ تجدید میکردند[۷].
- ↑ مقایسه شود با کتاب ستاک Stach موسوم به ۶ ماه در ایران in Persia Six Months نیویورک ۱۸۸۲، ص ۱۱۸ و بعد.
- ↑ مروج،۴، ص ۷۵ و ما بعد.
- ↑ Adhur-Khvarrn چاپ زاخو ص ۲۸۸، ترجمه همین شخص ص ۲۱۵ و بعد، آذرخو را Adhur Khvarra شاید بجای آذرخوروا Adhur Khvarwa استعمال شده خور و فر (فرن) در صورت از یک کلمه هستند، یعنی کلمه اوستایی خورنه khvarenah مقایسه شود با ص ۱۶۷.
- ↑ یادنامه مودی، ص ۲۰۱؛ گزارش باستان، ج ۱، ص ۱۸۲ و بعد.
- ↑ بالاتر ص ۱۲۸، یادداشت ۲ را ببینید و نیز ص ۱۶۰ را.
- ↑ مقدیسی، چاپ دخویه، ج ۳٬۴۲۷.
- ↑ بنا بر یک روایت داستانی (بندهشن) گشتاسب شاه داستانی حامی زردشت آتش فرنبغ را از خوارزم بمکانی، که در موقع تألیف آن کتاب این آتش در آنجا بود، برده است. در منابع عربی درباره نقل آتش کاریان دو روایت مختلف دیده میشود. عدهای این عمل را به گشتاسب و عده دیگر به خسرو اول نسبت میدهند. به هرحال چنین گمان میرود که آتش فرنبغ از اوایل عصر ساسانی در آخرین محل خود قرار داشته است.