برگه:BAHAYIGARI b2.pdf/۲۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
بهائی‌گری/ احمد کسروی
 

‫‌همراهش گردانیده اند‪ .‬پس از آن نیز دولت امپراتوری روس در نهان و آشکار هواداری از بهاﺀ و دسته او نشان‬ ‫میداده‪ .‬اینست در عشق آباد و دیگر جاها آزادی به ایشان داده شده‪.‬‬

‫از آنسو انگلیسیان بنام همچشمی که در سیاست شرقی خود با روسیان میداشتند‪ ،‬بمیرزا یحیی ازل که از بهاﺀ‬ ‫جدا گردیده دسته دیگری بنام ازلیان میداشت‪ ،‬پشتیبانی مینموده اند‪ .‬بویژه پس از آنکه جزیره قبرس که نشیمنگاه ازل‬ ‫میبود‪ ،‬بدست ایشان افتاده که دلبستگیشان به او و پیروانش بیشتر گردیده‪.‬‬

‫چاپ کتاب «نقطه الکاف» که پروفسور براون بآن برخاسته و آن «مقدمه» دلسوزانه ای که نوشته‪ ،‬اگرچه عنوانش‬ ‫دلسوزی بتاریخ و دلبستگی بآشکار شدن آمیغهای تاریخیست‪ ،‬ولی انگیزه نهانیش پشتیبانی از ازل و از بابیان میبوده‪.‬‬

‫سالها چنین میگذشته و از دو دسته‪ ،‬آن یکی پشتیبانی از روسیان میدیده و این یکی از هواداری انگلیسیان بهره‬ ‫میجسته‪ .‬و این پشتیبانی و هواداری در پیشامدهای درون ایران بی هنایش نمیبوده تا هنگامیکه جنگ جهانگیر گذشته‬ ‫پیش آمده‪ .‬چون در نتیجه آن جنگ از یکسو دولت امپراتوری روس با سیاستهای خود برافتاد و از میان رفت و از‬ ‫یکسو دولت انگلیس بفلسطین که عکاﺀ کانون بهائیگری در آنجاست‪ ،‬دست یافت‪ .‬از آنسوی تا این هنگام میرزا‬ ‫یحیی مرده و دستگاه او بهم خورده و ازلیان چه در ایران و چه در دیگر جاها سست و گمنام گردیده بودند‪ .‬این‬ ‫پیشامدها آن حال پیش را از میان برده است‪.‬‬

‫یکی از داستانهایی که دستاویز بدست بدخواهان بهائیگری داده و راستی را داستان ننگ آوری میباشد‪ ،‬آنست‬ ‫که پس از چیره گردیدن انگلیسیان بفلسطین‪ ،‬عبدالبهاﺀ درخواست لقب «سر» (sir) ‬از آن دولت کرده و چون داده‬ ‫اند‪ ،‬روز رسیدن فرمان و نشان در عکاﺀ جشنی برپا گردانیده و موزیک نوازیده اند و در همان بزم پیکره ای برداشته‬ ‫اند‪ .‬پیداست که عبدالبهاﺀ این را شوند پیشرفت بهائیگری و نیرومندی بهائیان پنداشته و کرده‪ .‬ولی راستی را جز مایه‬ ‫رسوایی نبوده است و جز بناتوانی بهائیان نتواند افزود‪.‬‬