برگه:BAHAYIGARI b2.pdf/۲۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
بهائی‌گری/ احمد کسروی
 

‫آنچه در پایان کتاب می باید نویسم آنست که از سه یا چهار سال پیش نوشته ای بنام «یادداشتهای کینیاز‬ ‫دالغورکی» بمیان آمده که »زنجیر خوشبختی« گردانیده شده و کسانی نسخه هایی برداشته به این و آن میفرستند‪.‬‬ ‫بتازگی نیز دو سه روزنامه آن را بچاپ رسانیدند‪ .‬کوتاهشده آن اینست که پرنس دالغورکی در سال ‪۱۲۴۶) ۱۸۳۱‬‬ ‫قمری) که زمان فتحعلیشاه میبوده به ایران آمده که کارکن سفارت روس میبوده‪ .‬ولی در اینجا در نزد ملایی بنام شیخ‬ ‫محمد بدرس خواندن پرداخته و اسلام آشکار گردانیده که رخت ملایی میپوشیده و زن مسلمان گرفته و بمیان‬ ‫مسلمانان آمد و رفت میکرده‪ .‬لیکن در نهان همچنان کارکن دولت خود میبوده و بجاسوسی میپرداخته‪ .‬اینست با‬ ‫کسانی که آشنا گردیده (که از جمله میرزا حسینعلی نوری و برادرش میرزا یحیی بوده اند) همگی را با دادن پول‬ ‫بجاسوسی وا میداشته و کارهایی بزیان ایران میکرده‪.‬‬

‫چنانکه چون فتحعلیشاه مرده و محمدشاه بجای او نشسته و قایم مقام با حکیم احمد نامی از ملایان تهران چنین‬ ‫میخواسته اند پادشاهی را از قاجاریان ترک در آورده بخاندان زندی بازگردانند‪ ،‬دالغورکی بدستیاری میرزا حسینعلی‬ ‫از اینداستان آگاه گردیده و بجلوگیری کوشیده‪ .‬بدینسان که با دست میرزا حسینعلی زهر بحکیم احمد خورانیده و‬ ‫محمدشاه را از چگونگی آگاهانیده و بکشتن قایم مقام واداشته‪.‬‬

‫سپس دالغورکی بروسستان بازگشته و از آنجا بنام درسخواندن بکربلا رفته و در آنجا با میرزا علی محمد باب‬ ‫آشنا گردیده‪ ،‬و چون میرزا علیمحمد چرس میکشیده‪ ،‬دالغورکی به او چیرگی یافته و بدعوی امام زمانیش وا داشته و‬ ‫بدینسان بابیگری را او بنیاد نهاده‪ .‬سپس هم که بروسستان بازگشته و این بار بعنوان سفارت به ایران آمده در اینجا از‬ ‫شورش بابیگری بهواداری کوشیده‪.‬‬

‫اینست کوتاهشده آن یادداشت دراز‪ .‬بیگمان چیز ساخته ایست و چنانکه بتازگی دانسته شد یک مرد بیمایه بلند‬ ‫پروازی که در تهرانست و سالها بشناخته گردانیدن خود میکوشد این را ساخته و از یکراه دزدانه میان مردم پراکنده.[۱] ‬‬

‫این نویسنده میخواهد بگوید که کیش شیعی راستست‪ ،‬شیخیگری راستست‪ ،‬شیخ احمد و سیدکاظم از علمای‬ ‫پاک و نیک میبوده اند‪ ،‬و این تنها کیش بابی است که کج میباشد و آنرا یک کارکن سیاسی روسی پدید آورده‪،‬‬ ‫اینست خواست او‪ .‬ولی میباید گفت‪ :‬دروغی ساخته و رنج بیهوده کشیده‪ .‬زیرا چنانکه گفتیم بابیگری و بهائیگری از‬ ‫شیخیگری و شیعیگری زاییده شده‪ ،‬و این بسیار بیجاست که کسی بگوید فلان روسی یا انگلیسی آنرا پدید آورده‪.‬‬ ‫بسیار نیک‪ ،‬سید باب را دالغورکی بدعوی برانگیخته‪ .‬اما زمینه را برای دعوی امام زمانی یا بابی او که درچیده بود؟!‪..‬‬ ‫آیا افسانه مهدیگری را که سرچشمه دعویست نیز دالغورکی پدید آورده بوده؟!‪ ..‬کسانی به این نوشته ارج میگزارند‪.‬‬ ‫ولی بسیار بی ارجست‪.‬‬

‫اما بهمبستگی میانه بابیگری و بهائیگری با سیاست دولتهای همسایه ایران‪ ،‬در آن باره نیز بچند سخنی میپردازیم‪:‬‬

‫چنانکه گفتیم جنبش بابیگری را در ایران روس یا انگلیس پدید نیاورده و خود نتوانستندی آورد‪ .‬ولی پس از‬ ‫پدید آمدن ناچاری میبوده که آنان بسودجویی از آن پردازند‪ .‬آنچه دانسته ایم بهاﺀ در تهران با کارکنان سیاسی روس‬ ‫بهمبستگی میداشته و این بوده چون بزندان افتاد‪ ،‬روسیان برهاییش کوشیده و از تهران تا بغداد غلامی از کنسولخانه‬

  1. درباره این یادداشتها گفتاری که در شماره چهارم پرچم نیمه ماهه نوشته شده دیده شود‪.‬‬