برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۹۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۸۷

سی و سه هزار لیره میباشد مصرف نمود[۱] و با این حال اجازه ورود بخاک ایران باو داده نشد و در نهایت غیظ و غضب مراجعت نمود. با اینکه دربار ایران نسبت بدوستی انگلیس اظهار میل مینمود با این حال نه بزور طلا و نه بوسیله نیرنگهای سیاسی انگلیسها نتوانستند نتیجه بگیرند زیرا که فرانسوی‌ها در دربار ایران قدرت و نفوذ فوق‌العاده بهم زده بودند و خدماتیکه انجام میدادند دربار شاه را مفتون کرده بود. صاحب‌منصبان ناپلئون قشون ایران را صمیمانه فنون نظامی می‌آمختند، برای آنها توپهای صحرائی و قلعه‌کوب میریختند، قلاع و سرحدات ایران را محکم مینمودند و یک رشته قلاع سرحدی از روی اصول مهندسی نظامی در سرحدات شمالی میساختند و همهٔ اینها را با میل و شعف تمام برای دولت ایران انجام میدادند. این بود که در این تاریخ نه مهارت ملکم و نه طلای خزانه هندوستان هیچ یک آن قدرت را نداشت که فرانسویها را از دربار ایران دور کند.

همینکه ملکم از مسافرت دست خالی خود مراجعت نمود لرد مینتو فرمانفرماری هند حکم کرد اینک نوبت سر حارفورد جونس میباشد که بایران رفته بخت خود را بیازماید و امر شد بدون تأخیر حرکت کند ولی کاپیتان ملکم باز رأی فرمانفرمای هندوستان را از فرستادن سر حارفورد جونس زده و عقیده داشت باید این بار مسلحانه رفت و سواحل خلیج فارس را تصرف نمود و دولت ایران را مجبور کرد که فرانسویها را از طهران و ایران اخراج کند. اما این کاغذ ثانی به لرد مینتو نرسید یعنی وقتی رسید که سر حارفورد جونس از بمبئی حرکت نموده بود و برگرداندن او دیگر امکان نداشت.

لرد مینتو فرمانفرمای هندوستان با نظریات سرجان ملکم موافق بود که باید در ایران قوای نظامی بکار برد تا به نتیجه رسید ولی از آنطرف سر حارفورد جونس در ۱۲ سپتامبر ۱۸۰۸ از بمبئی حرکت نموده در ۱۴ اکتبر وارد بوشهر گردید.

  1. مسائل شرق وسطی تألیف انگس همیلتون (Angus Hamilton) «صفحه ۶۸ چاپ لندن ۱۹۰۹»