برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۹۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۸۸

در این موقع که شاه نسبت بوعده‌های ناپلئون ظنین شده بود حضور سر حارفورد جونس در خاک ایران کافی بود که افکار دربار ایران را نسبت به فرانسویها متزلزل کند و نماینده بااستعداد انگلستان توانست بشاه و درباریان او حالی کند که منافع ایران از طرف دوستان دولت روس هرگز تأمین نخواهد گردید بلکه تأمین آنها بواسطه نزدیکی با انگلیسها انجام خواهد گرفت که دشمن فعلی دولت روس میباشند.

سر حارفورد جونس گوید:

«من با هر یک از درباریان که مکاتبه نمودم آنها را بدوستی دولت انگلیس بی‌اندازه نزدیک دیدم.»

مسافرت نماینده دولت انگلیس در این موقع بدربار ایران نه تنها نمایندگان سیاسی فرانسه را از ایران و دربار آن دور نمود بلکه سیاست آنها را هم در ایران از بین برد. نفوذ سیاسی و نظایم فرانسه با نزدیک شدن سر حارفورد جونس رو بزوال رفت. بپادشاه ایران هم چنین حالی نمودند که هر گاه قشون فرانسه از ایران عبور نمموده به هند برود دیگر آن قشون ایران را ترک نخواهد کرد.[۱]

اینک باید بسفرنامه موریر[۲] معروف که خود نیز یکی از همراهان سر حارفورد جونس بود مراجعه نمود.

موریر گوید:

«در چهاردهم اکتبر ۱۸۰۸ در ساعت ۳ در بندر بوشهر لنگ انداختیم. یکی از کشتی‌های جنگی کمپانی و یک کشتی تجارتی در آن بندر لنگر انداخته بودند. در اینجا مطلع شدیم که مستر بروس[۳] نماینده کمپانی در این شهر میباشد. وزیر مختار فوق‌العاده دولت انگلیس فوراً یک کاغذ باو نوشته او را حاضر نمود. ما با دوربین نگاه میکردیم و محل او را میدیدیم. همینکه کاغذ باو رسید فوراً سوار اسب

  1. تاریخ جنگهای افغانستان تألیف جان ولیام کی (صفحه ۶۳)
  2. Morrier
  3. Mr. Bruce.