اوحدی مراغهای (غزلیات)/ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی
ظاهر
| ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی | احوال خود به زاری گفتیم اگر شنیدی | |||||
| گفتی که: باز دارم گوشی به جانب تو | ای بیوفا چه داری؟ گفتیم اگر شنیدی | |||||
| دردی که هست ما را در دوری تو صد پی | با باد نوبهاری گفتیم اگر شنیدی | |||||
| نه رونق تو ماند،نه سوز دردمندان | تا دیده بر گماری، گفتیم اگر شنیدی | |||||
| صد روز وعده دادی ما را به وصل، جانا | روزی همی شماری، گفتیم اگر شنیدی | |||||
| جانیست آن لب تو، یک دم بما سپارش | آیین جان سپاری، گفتیم اگر شنیدی | |||||
| اصل محبت از ما پرسی که: چیست هر دم؟ | مهرست و سازگاری، گفتیم اگر شنیدی | |||||
| گفتی که: اوحدی را روزی بر خود آرم | گویی ولی نیاری، گفتیم اگر شنیدی | |||||