اوحدی مراغهای (غزلیات)/باد سهند بین که : برین مرغزارها
ظاهر
| باد سهند بین که : برین مرغزارها | چون میکند ز نرگس و لاله نگارها؟ | |||||
| در باغ رو، که دست بهار از سر درخت | بر فرقت از شکوفه بریزد نثارها | |||||
| ساقی، میان ببند که هنگام عشرتست | می در پیالها کن و گل در کنارها | |||||
| نتوان شکایت ستم روزگار کرد | گر من درین حدیث کنم روزگارها | |||||
| وقتی من اختیار دلی داشتم به دست | عشق آمد و ز دست ببرد اختیار ها | |||||
| گر بر دل تو هست غباری ز داغ غم | بنشین، که جام می بنشاند غبارها | |||||
| تا این بهار نامه بود، هیچ مجلسی | بییاد اوحدی نبود در بهارها | |||||