اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک
ظاهر
| ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک | دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک | |||||
| خوبان سزد که بر درت آیند سر به سر | وانگاه خاک پای تو بوسند یک به یک | |||||
| هم ظاهر از دو چشم تو گردیده مردمی | هم روشن از دو لعل تو در دیده مردمک | |||||
| آدم ز حسن روی تو گر بهره داشتی | از دیدنش به سجده بپرداختی ملک | |||||
| صورتگران چین اگر آن چهره بنگرند | نقش نگارخانهی چین را کنند حک | |||||
| گر چهرهی چو ماه به بامی برآوری | خورشید را ز شرم تو پنهان کند فلک | |||||
| تنها نه اوحدیست به دام تو مبتلا | کین حال نیز در همه جایست مشترک | |||||
| گر در وفای من بگمانی، بیازمای | زر خالصست و باک نمیدارد از محک | |||||