اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای پرتو روحالقدس تابان ز رخسار شما
ظاهر
| ای پرتو روحالقدس تابان ز رخسار شما | نور مسیحا در خم زلف چو زنار شما | |||||
| هم لفظتان انجیل خوان، هم لهجتان داودسان | سر حواریون نهان در بحر گفتار شما | |||||
| شماس ازان رخ جفت غم، مطران پریشان دم بدم | قسیس دانا نیز هم بیچاره در کار شما | |||||
| اعجاز عیسی در دو لب پنهان صلیب اندر سلب | قندیل زهبان نیم شب تابان ز رخسار شما | |||||
| از لعلتان کوثر نمی، وز لفظتان گردون خمی | میلاد شادیها همی از روز دیدار شما | |||||
| زان زلفهای جان گسل تسبیح یوحنا خجل | صد جاثلیق زندهدل چون من خریدار شما | |||||
| گردی ز عشق انگیخته، بر گبر و ترسا بیخته | خون مسلمان ریخته در پای دیوار شما | |||||
| ای عیدتان بر خام خم گوسالهی زرینه سم | فسح نصاری گشته گم در عید بسیار شما | |||||
| دیرش زمین بوسد به حد، رهبان از وجوید مدد | چون اوحدی یومالاحد آید به زنهار شما | |||||