کلیات سعدی/مواعظ/چه نیکبخت کسانی که اهل شیرازند
ظاهر
< کلیات سعدی | مواعظ
وله فی مدح اتابک مظفرالدین سلجوقشاه
| چه نیکبخت کسانی که اهل شیرازند | که زیر بال همای بلند پروازند | |||||
| بروزگار همایون خسرو عادل | که گرگ و میش بتوفیق او همآوازند | |||||
| مظفرالدین سلجوقشاه کز عدلش | روان تکله و بوبکر سعد مینازند | |||||
| خدایرا بتو بر خلق نعمتیست چنان | کز او بشکر دگر نعمتش نپردازند | |||||
| سزای خصم تو گیتی دهد که سنگ خلاف | از آسمان بسر خویشتن بیندازند | |||||
| بلاغت ید بیضای موسی عمران | بکید سحر چه ماند که ساحران سازند؟ | |||||
| دعای صالح و صادق رقیب[۱] جان تو باد | که اهل پارس بصدق و صلاح ممتازند | |||||
- ↑ رفیق.