پرش به محتوا

کلیات سعدی/بوستان/باب اول/شنیدم که از پادشاهان غور

حکایت[۱]


  1. ↑ پیش از این حکایت اشعار ذیل در بعضی از نسخه‌های چاپی هست که در هیچیک از نسخه‌های خطی قدیم و جدید نیست مگر دو بیت آخر که تنها در یک نسخه دیده شد:
  2. ↑ دور.
  3. ↑ رودر.
  4. ↑ شد.
  5. ↑ رود.
  6. ↑ لنک.
  7. ↑ بدست.
  8. ↑ رو نهاد.
  9. ↑ در بعضی از نسخه‌ها بجای اشعار پیش از (یکی پیرمرد اندر آن ده مقیم) تا اینجا ابیات ذیل است ولیکن نسخ معتبر با متن ما مطابقست:
  10. ↑ دیدند و شاه.
  11. ↑ صاحبش.
  12. ↑ بر لب، بر گت.
  13. ↑ در بعضی از نسخه‌های چاپی این دو بیت الحاق شده:
  14. ↑ برآورد سر از دلبری.
  15. ↑ در بعضی از نسخه‌های چاپی این ابیات نیز هست:
  16. ↑ مکن.
  17. ↑ پریشان.
  18. ↑ در بعضی از نسخه‌های چاپی این بیت الحاق شده:
  19. ↑ زمانیش سودای در سر.
  20. ↑ جاهل.
  21. ↑ در بعضی از نسخه‌های چاپی این بیت را افزوده‌اند: