دیوان کامل وحشی بافقی/گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
ظاهر
۳۰
| گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب | چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب | |||||
| گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد | چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب | |||||
| به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شد | چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب | |||||
| ببازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش | ||||||
| بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب | ||||||
●