همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه‌ی ما

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز همچو فرهاد بود کوه‌کنی پیشهٔ ما  از ادیب نیشابوری '


 همچو فرهاد بُوَد کوه‌کنی پیشه ماکوه ما سینه ما، ناخن ما تیشه ما 
 شور شیرین ز بس آراست ره جلوه‌گریهمچو فرهاد تراود ز رگ و ریشه ما 
 بهر یک جرعهٔ می منت ساقی نکشیماشک ما باده ما، دیده ما شیشه ما 
 عشق شیری‌ست قوی‌پنجه و می‌گوید فاشهر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ما