هاتف اصفهانی (غزلیات)/کدام عهد نکویان عهد ما بستند
ظاهر
| کدام عهد نکویان عهد ما بستند | به عاشقان جفاکش که زود نشکستند | |||||
| خدا نگیردشان گرچه چارهی دل ما | به یک نگاه نکردند و میتوانستند | |||||
| نخست چون در میخانه بسته شد گفتم | کز آسمان در رحمت به روی ما بستند | |||||
| مکن به چشم حقارت نظر به درویشان | که بینیاز جهانند اگر تهی دستند | |||||
| حریف عربدهی می کشان نهای ای شیخ | به خانقاه منه پا که صوفیان مستند | |||||
| غم بتان به همه عمر خوردم و افسوس | که آخر از غمشان مردم و ندانستند | |||||
| ز جور مدعیان رفت از درت هاتف | غمین مباش گر او رفت دیگران هستند | |||||