هاتف اصفهانی (غزلیات)/روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
ظاهر
| روز وصلم به تن آرام نباشد جان را | که دمادم کند اندیشه شب هجران را | |||||
| آه اگر عشوه گریها زلیخا سازد | غافل از حسرت یعقوب مه کنعان را | |||||
| روز وصلم به تن آرام نباشد جان را | که دمادم کند اندیشه شب هجران را | |||||
| آه اگر عشوه گریها زلیخا سازد | غافل از حسرت یعقوب مه کنعان را | |||||