هاتف اصفهانی (غزلیات)/خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله
ظاهر
| خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله | ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله | |||||
| در طرف چمن ساقی دوران می عشرت | در ساغر گل کرده و پیمانهی لاله | |||||
| بر سرو و سمن لل تر ریخته باران | بر لاله و گل در و گهر بیخته ژاله | |||||
| وز شوق رخ و قامت تو پیش گل و سرو | بلبل کند افغان به چمن فاخته ناله | |||||
| ای دلبر گلچهره که مشاطهی صنعت | بالای گل از سنبل تر بسته کلاله | |||||
| آهنگ چمن کن که به کف بهر تو دارد | گل ساغر و نرگس قدح و لاله پیاله | |||||
| عید است و به عیدی چه شود گر به من زار | یک بوسه کنی زان لب جان بخش حواله | |||||
| گفتی چه بود کار تو هاتف همهی عمر | هر روز دعا گوی توام من همه ساله | |||||