هاتف اصفهانی (غزلیات)/ای که مشتاق وصل دلبندی
ظاهر
| ای که مشتاق وصل دلبندی | صبر کن بر مفارقت چندی | |||||
| باش آمادهی غم شب هجر | ای که در روز وصل خرسندی | |||||
| بندگان را تفقدی فرمای | تو که بر خسروان خداوندی | |||||
| تو بمانی به کام دل، گر مرد | در تمنایت آرزومندی | |||||
| چشم بد دور از رخت که نزاد | مادر دهر چون تو فرزندی | |||||
| رخشی بیداد تاختی چندان | که غبار مرا پراکندی | |||||
| کی شدی هاتف این چنین رسوا | گر شنیدی ز ناصحی پندی | |||||