هاتف اصفهانی (غزلیات)/امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
ظاهر
| امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد | اما به پیش دادگر مشکل که فردا بگذرد | |||||
| زینگونه غافل نگذری از حال زار ما اگر | گاهی که بر ما بگذری دانی چه بر ما بگذرد | |||||
| ناصح ز روی او مکن منعم که نتواند کسی | آن روی زیبا بیند و زان روی زیبا بگذرد | |||||
| از بس چو تنها بیندم از شرم گردد مضطرب | میمیرم از شرمندگی بر من چو تنها بگذرد | |||||
| در راه عشق آن صنم هر کس که بگذارد قدم | باید که چون هاتف نخست از دین و دنیا بگذرد | |||||