نظامی (خسرو و شیرین)/سوم موبد چنان زد داستانی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' نظامی (خسرو و شیرین)  از نظامی
(سوم موبد چنان زد داستانی)
'


 سوم موبد چنان زد داستانیکه با گرگی گله راند شبانی 
 رباید گوسفندی گرگ خونخواردر آویزد شبان با او به پیکار 
 کشد گرگ از یکی سو تا تواندز دیگر سو شبان تا وارهاند 
 چو گرگ افزون بود در چاره‌سازیشبان را کرد باید خرقه بازی