نظامی (خسرو و شیرین)/دگر باره بگفتش کای خردمند
ظاهر
| دگر باره بگفتش کای خردمند | طبیبانه در آموزم یکی پند | |||||
| جوابش داد کای باریک بینش | جهان جان و جان آفرینش | |||||
| طبیبی در یکی نکته نهفته است | خدا آن نکته را با خلق گفته است | |||||
| بیا شام و بخور خوردی که خواهی | کم و بسیار نه کارد تباهی | |||||
| ز بسیار و ز کم بگذر که خام است | نگهدار اعتدال اینت تمام است | |||||
| دو زیرک خواندهام کاندر دیاری | رسیدند از قضا بر چشمه ساری | |||||
| یکی کم خورد کاین جان میگزاید | یکی پر خورد کاین جان میفزاید | |||||
| چو بر حد عدالت ره نبردند | ز محرومی و سیری هر دو مردند | |||||