نظامی (خسرو و شیرین)/دگر باره بگفتش کای خردمند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' نظامی (خسرو و شیرین)  از نظامی
(دگر باره بگفتش کای خردمند)
'


 دگر باره بگفتش کای خردمندطبیبانه در آموزم یکی پند 
 جوابش داد کای باریک بینشجهان جان و جان آفرینش 
 طبیبی در یکی نکته نهفته استخدا آن نکته را با خلق گفته است 
 بیا شام و بخور خوردی که خواهیکم و بسیار نه کارد تباهی 
 ز بسیار و ز کم بگذر که خام استنگهدار اعتدال اینت تمام است 
 دو زیرک خوانده‌ام کاندر دیاریرسیدند از قضا بر چشمه ساری 
 یکی کم خورد کاین جان می‌گزایدیکی پر خورد کاین جان می‌فزاید 
 چو بر حد عدالت ره نبردندز محرومی و سیری هر دو مردند