نظامی (خسرو و شیرین)/خداوند در توفیق بگشای

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' نظامی (خسرو و شیرین)  از نظامی
(خداوند در توفیق بگشای)
'


 خداوند در توفیق بگشاینظامی را ره تحقیق بنمای 
 دلی ده کو یقینت را بشایدزبانی کافرینت را سراید 
 مده ناخوب را بر خاطرم راهبدار از ناپسندم دست کوتاه 
 درونم را به نور خود برافروززبانم را ثنای خود در آموز 
 به داودی دلم را تازه گردانزبورم را بلند آوازه گردان 
 عروسی را که پروردم به جانشمبارک روی گردان در جهانش 
 چنان کز خواندنش فرخ شود رایز مشک افشاندش خلخ شود جای 
 سوادش دیده راه پر نور داردسماعش مغز را معمور دارد 
 مفرح نامه‌ی دلهاش خوانندکلید بند مشکل هاش دانند 
 معانی را بدو ده سربلندیسعادت را بدو کن نقش‌بندی 
 به چشم شاه شیرین کن جمالشکه خود بر نام شیرینست فالش 
 نسیمی از عنایت یار او کنز فیضت قطره‌ای در کار او کن 
 چو فیاض عنایت کرد یاریبیارای کان معنی تا چه داری