ناصر خسرو (قصاید)/گویند عقابی به در شهری برخاست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' ناصر خسرو (قصاید)  از ناصر خسرو
(گویند عقابی به در شهری برخاست)
'


 گویند عقابی به در شهری برخاستوز بهر طمع پر به پرواز بیاراست 
 ناگه ز یکی گوشه ازین سخت کمانیتیری ز قضای بد بگشاد برو راست 
 در بال عقاب آمد آن تیر جگردوزوز ابر مرو را به سوی خاک فرو خواست 
 زی تیر نگه کرد پر خویش برو دیدگفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»