ناصر خسرو (قصاید)/کسی پر خانه دشتی دید هرگز
ظاهر
| کسی پر خانه دشتی دید هرگز | نه دیوار و نه در بل پست و موجز؟ | |||||
| دو لشکر صفزده در خانههاشان | پس هر لشکری یکی مجاهز | |||||
| وزیر و شاه و پیلان و سواران | ستاده بر طرفها دو مبارز | |||||
| پیاده با سواران جمله بیجان | وزیر و شاه بیفرمان و عاجز | |||||
| به زخم و بند و کشتن گشته مشغول | نه آنجا گرد و خون و نه هزاهز | |||||
| نه از خانه برون رفت آنکه بگریخت | نه خونی را دیت بایست هرگز | |||||