ناصر خسرو (قصاید)/هر چه دور از خرد همه بند است

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' ناصر خسرو (قصاید)  از ناصر خسرو
(هر چه دور از خرد همه بند است)
'


 هر چه دور از خرد همه بند استاین سخن مایه‌ی خردمند است 
 کارها را بکشی کرد خردبر ره ناسزا نه خرسند است 
 دل مپیوند تا نشاید بودگرت پاداش ایچ پیوند است 
 وهم جانت مبر بجز توحیدکان دگر کیمیای دلبند است 
 سخت اندر نگر موحد باشکه سلب را بپا که افگنده است؟ 
 گر خداوندی از نیاز مترسکه رهی مر تو را خداوند است 
 غمت آسان گذار نیز و بدانمادرت برگذار فرزند است 
 ای رفیق اندرون نگر به جهانتا چو تو چند بود یا چند است 
 این جهان نیست با تو عمر درازمر تو را عمر خود دم و بند است 
 مکن امید دور آز درازگردش چرخ بین که گریند است