ناصر خسرو (قصاید)/تا کی از آرزوی جاه و خطر
ظاهر
| تا کی از آرزوی جاه و خطر | به در شاه و زی امیر شوی؟ | |||||
| دشمن من شدی بدانکه چو من | حاضر آیم تو می حسیر شوی | |||||
| جهد آموختن بباید کرد | گرت باید که بینظیر شوی | |||||
| که نمیرند جمله باخطران | تا تو، ای بیخطر، خطیر شوی | |||||
| تا کی از آرزوی جاه و خطر | به در شاه و زی امیر شوی؟ | |||||
| دشمن من شدی بدانکه چو من | حاضر آیم تو می حسیر شوی | |||||
| جهد آموختن بباید کرد | گرت باید که بینظیر شوی | |||||
| که نمیرند جمله باخطران | تا تو، ای بیخطر، خطیر شوی | |||||