ناصر خسرو (قصاید)/این چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟
ظاهر
| این چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟ | کز تو کس ر امی نبینم شرم و بیم | |||||
| راست کردند این خران سوگند تو | پرکنی زینها کنون بیشک جحیم | |||||
| وان بهشتی با فراخیی آسمان | نیست آن از بهر اینها ای رحیم | |||||
| زانک ازینها خود تهی ماند بهشت | ور به تنگی نیست نیم از چشم میم | |||||
| بر شب بیطاعتی فتنه است خلق | کس نمیجوید ز صبح دین نسیم | |||||
| کس نمیخرد رحیق و سلسبیل | روی زی غسلین نهادند و حمیم | |||||
| از در مهلت نیند اینها ولیک | تو، خدایا، هم کریمی هم حلیم | |||||
| ای رحیم از توست قوت برحذر | مر مرا از مکر شیطان رجیم | |||||
| من نگویم تو قدیم و محدثی | کافریدهی توست محدث یا قدیم | |||||
| زاده و زاینده چون گوید کسیت؟ | هردو بندهی توست زاینده و عقیم | |||||
| در حریم خانهی پیغمبرت | مر مرا از توست دو جهانی نعیم | |||||
| تو سزایی گر بداری بنده را | اندر این بیرنج و پرنعمت حریم | |||||
| مر مرا غربت ز بهر دین توست | وین سوی من بس عظیم است ای عظیم | |||||
| هم غریبم مرد باید، بیگمان | بیرفیق و خویش و بییار و ندیم | |||||
| در غریبی نان دستاسین و دوغ | به چو در دوزخ ز قوم و خون و ریم | |||||
| هرکه را محنت نه جاویدی بود | محنت او محنتی باشد سلیم | |||||
| گر ندارم اسپ، خر بس مرکبم | ور نیابم خز، درپوشم گلیم | |||||
| دام دیو است، ای کبل، بر پای و سر | مر تو را دستار خیش و کفش ادیم | |||||
| من ز بهر دین شدم چون زر زرد | تو ز دین ماندی چو سیم از بهر سیم | |||||
| از دروغ توست در جانم دریغ | وز ستم توست ریشم پرستیم | |||||
| چند جوئی آنچه ندهندت همی؟ | چیز ناموجود کی جوید حکیم؟ | |||||
| در مقام بیبقا ماندن مجوی | تا نمانی در عذاب ایدون مقیم | |||||
| در ره عمری شتابان روز و شب | ای برادر گر درستی یا سقیم | |||||
| میروی هموار و گوئی کایدرم | مار میگیری که این ماهی است شیم | |||||
| چشم داری ماه را تا نو شود | تا بیابی از سپنجی سیم تیم | |||||
| مرگ را میجوئی و آگه نهای | من چنین نادان ندیدم، ای کریم | |||||
| سال سی خفتی کنون بیدار شو | گر نخفتی خواب اصحاب الرقیم | |||||
| بر تنت وام است جانت، گر چه دیر | باز باید داد وام، ای بد غریم | |||||
| جور بر بیوه و یتیم خود مکن | ای ستمگر بر زن بیوه و یتیم | |||||
| زان مقام اندیش کانجا همبرند | با رعیت هم امیر و هم زعیم | |||||
| از که دادت حجت این پند تمام؟ | از امام خلق عالم بوتمیم | |||||