ناصر خسرو (قصاید)/از بهر چه این خر رمه بی‌بند و فسارند؟

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' ناصر خسرو (قصاید)  از ناصر خسرو
(از بهر چه این خر رمه بی‌بند و فسارند؟)
'


 از بهر چه این خر رمه بی‌بند و فسارند؟یک ذره نسنجند اگر بیست هزارند 
 گفتن نتوانند، چو گوئی ننیوشندکز خمر جهالت همه سر پر ز خمارند 
 ارز سخن خوب خردمندان دانندکز خاطر خود ریگ بیابان بشمارند 
 مشک است سخن نافه‌ی او خاطر دانامعنی بود آن مشک که از نافه برآرند 
 مر جاهل را نبود اندازه‌ی عالمصد مرغ یله قیمت یک باز ندارند