منوچهری (قصاید و قطعات)/ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان
ظاهر
| ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان | طلعت خورشید داری، قامت فردوسیان | |||||
| نافرید ایزد زخوبان جهان چون تو کسی | دلربا و دلفریب و دلنواز و دلستان | |||||
| گرت خوانم ماه، ماهی، ورت خوانم سرو،سرو | گرت خوانم حور، حوری، ورت خوانم جان، چو جان | |||||
| مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشکبوی | خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان | |||||
| روت از گل درج دارد، درجت از عنبر طراز | مشکت از مه نافه دارد، ماهت از مشک آسمان | |||||
| هم بت زنجیر جعدی، هم بت زنجیر زلف | هم بت لاله جبینی، هم بت لاله رخان | |||||
| ای روان و جان من دایم ز تو با خرمی | ای سرا و باغ من دایم ز تو چون بوستان | |||||