محتشم کاشانی (غزلیات از رسالهی جلالیه)/در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست
ظاهر
| در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست | صد رشک تا سبب نیست با خود درین صدد کیست | |||||
| یاران مدد نمودند در صلح غیر با او | اکنون کسی که در جنگ ما را کند مدد کیست | |||||
| حرفی که گر بگویم گردد سیه زبانم | جز خامه آن که با او گوید بشد و مد کیست | |||||
| آن کس که کرده صد جا بدگوئی تو نیک است | ای بد ز نیک نشناس گر نیک اوست بد کیست | |||||
| بر نقد عصمت خود بنگر خط خطا را | آنگه ببین به نامت این سکه آن که زد کیست | |||||
| جز من که غیرتم کرد راضی به دوری تو | آن کس که دور خواهد جان خود از جسد کیست | |||||
| این وصل بیبها را من میدهم به هجران | یاران کسی که دارد بر محتشم حسد کیست | |||||