عطار (در نعت رسول ص)/مادری را طفل در آب اوفتاد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عطار (در نعت رسول ص)  از عطار
(مادری را طفل در آب اوفتاد)
'


 مادری را طفل در آب اوفتادجان مادر در تب و تاب اوفتاد 
 در تحیر طفل می‌زد دست و پایآب بردش تا بناب آسیای 
 خواست شد در ناو مادر کان بدیدشد سوی درز آب حالی برکشید 
 آب از پس رفت و آن طفل عزیزبر سر آن آب از پس رفت نیز 
 مادرش درجست او را برگرفتشیردادش حالی و در برگرفت 
 ای ز شفقت داده مهر مادرانهست این غرقاب را ناوی گران 
 چون در آن گرداب حیرت اوفتیمپیش ناو آب حسرت اوفتیم 
 مانده سرگردان چو آن طفل در آبدست و پایی می‌زنیم از اضطراب 
 آن نفس ای مشفق طفلان راهاز کرم در غرقه‌ی خود کن نگاه 
 رحمتی کن بر دل پرتاب مابرکش از لطف و کرم در ز آب ما 
 شیرده ما را ز پستان کرمبرمگیر از پیش ما خوان کرم 
 ای ورای وصف و ادراک آمدهاز صفات واصفان پاک آمده 
 دست کس نرسید برفتراک تولاجرم هستیم خاک خاک تو 
 خاک تو یاران پاک تو شدنداهل عالم خاک خاک تو شدند 
 هرک خاکی نیست یاران ترادشمن است او دوست داران ترا 
 اولش بوبکر و آخر مرتضاچار رکن کعبه‌ی صدق و صفا 
 آن یکی در صدق هم راز و زیرو آن دگر در عدل خورشید منیر 
 آن یکی دریای آزرم و حیاآن دگر شاه اولوالعلم و سخا